.: برای ما سه تا :.
مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم
دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم
دیده سیر است مرا جان دلیر است مرا
زهره شیر است مرا زهره تابنده شدم
گفت که سرمست نه ای رو که از این دست نه ای
رفتم و سرمست شدم و از طرب آکنده شدم
گفت که تو کشته نه ای در طرف آغشته نه ای
پیش رخ زنده کن اش کشته و افکنده شدم
گفت که شیخی و سری پیشرو و راهبری
شیخ نی ام پیش نی ام امر ترا بنده شدم
گفت که با بال و پری من پر و بالت ندهم
در هوس بال و پرش بی پر و پر کنده شدم
گفت مرا دولت نوراه مرو رنجه مشو
زآنک من از لطف و کرم سوی تو آینده شدم
گفت مرا عشق کهن از بر ما نقل مکن
گفتم آری نکنم ساکن و باشنده شدم
چشمه خورشید تویی سایه گه بید منم
چونک زدی بر سر من پست و گدازنده شدم
تابش جان یافت دلم واشد و بشکافت دلم
اطلس نو بافت دلم دشمن این ژنده شدم
شکر کند کاغذ تو از شکر بی حد تو
که آمد او در بر من با وی ماننده شدم
شکر کند خاک دژم از فلک و چرخ بخم
که از نظر و گردش او نور پذیرنده شدم
شکر کند چرخ فلک از ملک ملک و ملک
که از کرم و بخشش او روشن بخشنده شدم
+ نوشته شده در شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ ساعت 21:15 توسط ر.ح
|