صدای قدم هایت را می شنوم ...

 

 

عطر وجودت در این بهبوهه ی دنیا به سختی اما به مشامم می

 

رسد ...

 

 

چون عاشقم ... حداقل ادعا که می کنم ...

 

 

این روز ها بیشتر احساس می کنم که در راه آمدنی ...

 

 

عاشقانه ی دیدار تو را تمنا می کنم ... چون این دنیا آدمی را

 

دلتنگ می کند ...

 

 

همه دلتنگ توییم ای یگانه دلیل رحم خدا ........

 

 

 


 

  

لحظه دیدار نزدیک است

 

باز من دیوانه ام، مستم


باز می لرزد دلم، دستم

 

باز گویی در جهان دیگری هستم


های نخراشی به غفلت گونه ام را تیغ


های نپریشی صفای زلفکم را دست و آبرویم را نریزی دل

 

لحظه دیدار نزدیک است ...