.: راه حل :.
"یک حس عجیب و غریب .... حسی که تا حالا تجربه اش نکردم ... بیشتر
گنگه !!!
دیگه خودم هم نمی دونم چه حالیم .. گاهی با خودم حرف می زنم ...
گاهی یاد چیزی می افتم و می زنم زیر خنده !!!
دنبالش می گردم ... ناخودآگاه هر جا که برم توی جمع فامیل .. دوستان ..
دنبالش می گردم .. حتی جایی که مطمئنم نیست هم فکرم باهاشه ...
دست خودم نیست .. بیشتر از هر فکری توی فکرمه ... وای نه .. نکنه
عاشق شدم ؟؟!! "
نگید که تا حالا این دیالوگ رو با خودتون نگفتید ... حرف های بالا فقط یک نقل
قول بود .. ولی برای خیلی ها آشناست ... آره شاید این یعنی عشق ...
ولی من می گم همیشه راهی برای جدایی از وابستگی زمینی هست !!
به عقیده ی من فقط یک راه برای عاشق نشدن وجود دارد : دوست داشتن
بله ... فقط در صورت دوست داشتن می شه عاشق نشد ... !!
حتماْ می دونید فرق این دو حس زمین تا آسمونه ... پس اگر انسانی رو
دیدید که حدس زدید ممکن است روزی عاشقش شوید لطفاْ ادا و اصول در
نیاورده که دیگه نمی بینمش یا دیگه اسمشو نمی آرم !!
شما مگر آدم نیستید ؟ نمی دونید آدمیزاد هر چه دورتر باشه حریصتر می
شه ؟!!
پس لطفاْ شخص مقابل رو دوست داشته باشید ... او رو به خاطر خوبی
هاش تحسین کنید ... خوشحال باشید که انسانی به این خوبی در زندگی
شما بوده (اگر خوب نبود که ارزش ...... رو هم نداره چه برسه به ..... )
بله ... عرض می کردم ... به این فکر کنید که شما خوبید که خدا شما رو
سزاوار بودن در کنار او کرده ...
دوست داشته باشید ... این با عاشقی زمین تا آسمان .......... .