.: کیمیاگران :.
حالا از اون اصرار و از من انکار ... که بابا، جان هر کی دوست داری دست از
سر این یکی دو روزِ خالیِ من بردار که با خانواده باشم ... که استراحت کنم ...
که یک نفس راحت بکشم ... ولی بیخیال نبود !
آخر هم به این راضی شدم که اسمم به عنوان سردبیر فعلاً رد بشه تا بتونن
دوباره مجوز بگیرن و بعد یک سردبیر انتخاب کنن ...
اما اسم رد شدن همانا و نمک گیر شدن همانا !!
و حالا این منم و مسئولیت نشریه که از چند وقت پیش به عهدم گذاشته شد ...
اعتراف می کنم اوایل حسابی ترسیده بودم .. حجم کار زیاد و منم تنها ... ولی
اشتباه می کردم .. تنها نبودم ... اواسط کار که احساس کردم واقعاً تنهایی از
پسش برنمی آم کسانی رو کنار خودم دیدم که با تمام وجود کمکم کردن ... و
زین پس دیگه کیمیاگران فقط برام یک نشریه نیست ... بخش بزرگی از
زندگیمه ... زندگیم که بخش بزرگیش شیمیه و شیمی ای که بخش بزرگی
از زندگیه !!!