شما باید کاملا در حال حضور داشته ، بیدار باشید تا بتوانید از چای لذت ببرید .

تنها در هوشیاری نسبت به زمان حال است که دستان شما می توانند گرمای دلپذیر فنجان را حس کنند .

تنها در حال است که می توانید عطر چای را ببویید ، طمعش را بچشید و از لطافتش لذت ببرید .

وقتی عمیقا در فکر گذشته هستید و یا نگران آینده ، از تجربه لذت بردن از یک فنجان چای هیچ چیز دستگیرتان نمی شود .

  ...

چشمتان را به فنجان می دوزید و چای تلف می شود .

زندگی نیز همین طور است ، اگر کاملا در حال حضور نداشته باشید ، پراکنده می شوید و زندگی می گذرد .

اینگونه است که احساس ، عطر ، ظرافت وزیبایی زندگی را از دست می دهید .

انگار که زندگی دارد به سرعت در پشت سر شما جریان می یابد .

گذشته تمام شده است . از آن بیاموزید و بگذارید برود .

آینده هنوز نرسیده است . برای آن برنامه ریزی کنید اما بیهوده نگران آن نباشید .

نگرانی بی فایده است .

وقتی دست از فرورفتن درگذشته و آنچه که رخ داده است برداشتید نگرانی در مورد آنچه که ممکن است هرگز اتفاق نیفتد را نیز کنار گذاشتید ، آن موقع در لحظه حاضر خواهید بود .

 

آن موقع هست که تجربه لذت از زندگی را آغاز خواهید کرد .