.: دلتنگ :.
وقتی زلال آینه از سنگ می شود
کم کم دلم برای کسی تنگ می شود
گویی غزال سر خوش صحرای عاشقی
در سنگ لاخ حادثه ها لَنگ می شود
سرو شکست قامت این دشت سوت و کور
با دست های زرد خزان رنگ می شود
اینک طنین تیشه ی فرهاد کوه کن
با ضجه های من چه هماهنگ می شود
برخیز و کوچ راحله ها را نگاه کن
کم کم دلم برای کسی تنگ می شود
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۰ ساعت 21:42 توسط ر.ح
|