.: قسمت :.
* باید باور کنم قسمت بود ...
مرگ دوستی در جوانی .. در اوج جوانی .. زمانی که من و تو در آن غوطه وریم و نمی توانیم حتی تصور کنیم رفتن و بجا گذاشتن تمام این لذت ها را .
جوانی که تازه در آن قد می کشی .. تازه دیده می شوی .. تازه زندگی می کنی .. تازه هستی .. تازه باور می کنی که هستی .. تازه باور می کنند که هستی !!
* باید باور کنم قسمت بود ...
جدایی هایمان .. فاصله ی گذاف قلبهایمان .
وقتی با همیم ولی از دل هم خبر نداریم .
وقتی ادعا می کنیم عاشقیم ولی هنوز الفبای عشق را هم بلد نیستیم !
و هزاران قسمت دیگر .....
و باید باور کنم کسی همه ی این رفتن ها و ماندن ها را خواسته که والاتر از این حرف هاست .
باید باور کنم خدا خواسته
باشد ....... قبول
سمعاً و طاعتا
اما کاش آنقدر جرئت داشته باشیم که خطاهایمان را پای قسمت و تقدیر نگذاریم .
کاش کمی بلد باشیم بگوییم "من اشتباه کردم"، "من معذرت می خواهم" .
کاش این غرور
این غرور لعنتی اجازه می داد ........