.: به دنبال تو :.
تو در دریای عشق دیگری غرقی و من اینجا
در این سیلاب قلب خویش دنبال تو می گردم
مگر کولاکی از راهی رسد، من را به خود آرد
وگرنه تا قیامت هم به دنبال تو می گردم
به دست دل بدادم عقل و افتادم در این مرداب
مزن شک کز دل مرداب دنبال تو می گردم
شدم سردرگم و حیران از این کوچه به آن کوچه
در این پس کوچه ها هر شب به دنبال تو می گردم
همه خسته از این تکرار بی حاصل که در آخر امیدی هست؟
کسی باور ندارد سخت دنبال تو می گردم
مگر حافظ که صبحی سرد بر من فال را بگشود
گمانم آن بزرگ هم دید دنبال تو می گردم
تو در دریای عشق دیگری غرقی و من اینجا
در این سیلاب قلب خویش دنبال چه می گردم؟
فال همان صبح سرد: عرضه کردم دو جهان بر دلِ کار افتاده / به جز از عشق تو باقی همه فانی دانست / دلبر آسایش ما مصلحت وقت ندید / ورنه از جانب ما دل نگرانی دانست
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۰ ساعت 10:49 توسط ر.ح
|