.: مکن ای صبح طلوع :.

شب وصل است و تبِ دلبری جانان است
ساغر وصل لبالب به لب مستان است
در نظر بازیشان اهل نظر حیران است
گوئیا مشعله از بامِ فلک ریزان است
امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است
مکن ای صبح طلوع ...
+ نوشته شده در جمعه ۱۱ آذر ۱۳۹۰ ساعت 21:15 توسط ر.ح
|