.: زینب یعنی زینب :.
بچه ها چشمشان به توست. تو اگر آرام باشى، آرامش مى گیرند و اگر تو بى تابى کنى، طاقت از کف مى دهند .
امام سجاد که در خیمه تیمار تو خفته است، حادثه را در آینه نگاه تو دنبال مى کند؛ پس تو باید آنچنان با آرامش و طمأنینه باشى، انگار همه چیز منطبق بر روال معهود پیش مى رود و مگر نه چنین است؟ مگر تو از بدو آمدن به این جهان، خودت را آماده این روز نمى کردى ؟
پس باید قطره قطره آب شوى و سکوت کنى. جرعه جرعه خون دل بخورى و دم برنیاورى. همچنان که از صبح چنین کرده اى .
امام حسین از صبح با تک تک هر صحابى، به شهادت رسیده است، با قطره قطره خون هر شهید، به زمین نشسته و تو هر بار به او تسلى بخشیده اى. هر بار قلبش را گرم کرده اى و اشک از دیدگان دلش سترده اى. هر بار که از میدان باز آمده است، افزایش موهاى سپید سر و رویش را شماره کرده اى و به همان میزان، در خود شکسته اى، ولی خم به ابرو نیاوردى .
خواهر اگر تعداد موهاى سپید برادرش را نداند که خواهر نیست. خواهر اگر عمق چروک هاى پیشانى برادرش را نشناسد که خواهر نیست .
خواهر یعنی زینب و زینب یعنى شناساى بندهاى دل حسین، یعنى زیستن در دهلیزهاى قلب حسین، عبور کردن از رگ هاى حسین و تپیدن با نبض حسین؛ زینب یعنى حسین در آینه تأنیث. زینب یعنى چشیدن خار پاى حسین با چشم.
زینب یعنى ....