.: عشق تو ، خاکستر من :.
دل بردی از من به یغما ، ای ترک غارتگر من
دیدی چه آوردی ای دوست ، از دست دل بر سر من ؟
عشق تو در دل نهان شد ، دل زار و تن ناتوان شد
رفتی چو تیر وکمان شد ، از بار غم پیکر من
می سوزم از اشتیاقت ، در آتشم از فراغت
کانون من، سینه من ، سودای من ، آذر من
بار غم عشق او را ، گردون نیارد تحمل
چون می تواند کشیدن ، این پیکر لاغر من ؟
اول دلم را صفا داد ، آیینه ام را جلا داد
آخر به باد فنا داد ، عشق تو خاکستر من
عشق تو ... خاکستر من
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۰ ساعت 22:31 توسط ر.ح
|