اگر باور نمی کنی مرا ، تقصیر تو نیست ... من مقصرم ... من و کارهایم ...

کارهای اشتباهم !

 

به اسم جایزالخطا بودن دارم جوانی می کنم !

 

به اسم انسان بودن دارم زندگی می کنم !

 

به اسم تنها موجود متفکرِ مختار روی این زمین خاکی دارم تبانی می کنم ...

شرط می بندم ... قمار می کنم روی نیستی و هستی ام !

 

یادم هست مرا با عزت آفریدی ... به چه ذلتی خود را می اندازم !

 

کارم از صدا زدن گذشته ... رو به فریاد آورده ام که ای کسی که همه می

گویند همه کسی ، می شنوی صدایم را ؟

 

فقط یک جمله ...

تمام آنچه برایت آورده ام همین است :

 

الهی ... ظلمت نفسی